ياد لندن شب آخر و لحظه هايي که با هم توش غرق شديم .
ميدوني الان يه ثانيش آرزومه؟ ...
******
اينجور رسمه که هر انگيسي به شصت و پنج سال که رسيد تحت حمايت دولت قرار ميگيره. يعني هفتگي از دولت حقوق ميگيره. اگه خونه نداشته باشه دولت بهش خونه ميده. اگه وضعيتي داشته باشه که کاراي روزانه براش سخت شده باشه گاهي روزي سه تا پرستار مياد در خونه. يکي غذا ميده اونيکي مواظب وقت قرصاست . اونيکيم خريد ميکنه حموم ميبره پياده روي، گردش، دکتر ... و همه اينا مجاني. انگار ازت تشکر ميکنن که اينهمه سال زندگي کردي و مخلصانه سايتو سر مملکت انداختي! خب طبيعيه که اين شهروند اينگيليسي بي دغدغه با خيال راحت و آسوده به زندگي ادامه ميده و تو نود و پنج سالگي بره ده سال بعدشم برنامه ريزي ميکنه .
کلن هيچ جاي ديگه اروپا نديدم انقد به حقوق انساني و وجود آدم احترام بزارن و زنده حسابت کنن. مرد، زن، پيرو جوون و
.معلول فرق نميکنه. فکر همه چي و همه کس شده و وجود همه به حساب مياد
راستي مادام توسوي اينجا با اوني که تو فرهنگسراي نياوران ديديم خيلي فرق ميکنه . يه مجموعه واقعن ديدني با قسمتاي مختلف. وحشتناکترين جايي که تو عمرم بودم طبقه پايين همين مجموعه بود که ابزار و آدما و کلن اتمسفر شکنجه و اعدام از دويست سيصد سال پيشو عينن درست کرده بودن و ....پوف واقعن دل ميخواست ديدنش . خيلي واقعي و و حشتناک ... از اونوقتا که از شدت درندگي هم نوعت تا مغز استخونت تنهاييو حس ميکني ..